محمد و طهورامحمد و طهورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

meta's twins

بدون عنوان

نی نی فولادی ما خیلی با حجب و حیاست.نفهمیدیم دخملیه یا پسملی.بابا و مامانیش که میگن پسره.اما هر چی باشه اما سالم باشه.این نی نی ما الان داره مامانشو اذیت می کنه.کمر درد که بماند.بمیرم واسه مامانش.حتی عروس داداشش که هفته پیش بود هم از دست این برادرزاده ما در امان نبود.{بین خودمون باشه ما که نتونستیم خواهر شوهر بازی در بیاریم اما انگار برادرزادم داره کاره منو می کنه.نازت رو بخورم هر چی می خوای آزارش بده. } ...
3 خرداد 1391

اولین خبر

اولین روز: روزی که فهمیدم باردارم تمام روز رو خوابیده بودم.نمی تونستم حرکت کنم.به اصرار مادرم از بیبی چک استفاده کردم.با دیدن دو تا خط یک دفعه شوکه شدم. نمی دونستم چیکار کنم.رفتم آزمایشگاه.ساعت تقریبا" 7 غروب بود.میثم آموزشگاه کلاس داشت.بعد از اطمینان یه خلایی وجودمو گرفت.انگار ترسیده بودم.به مامانم گفتم به میثم نمی گم.4 روز دیگه تولدشه .می خواهم واسش جشن بگیرم و سوپرایزش کنم.واسه کادو تولدش رفتم مغازه و یه بلوز و شلوار و کلاه نی نی خریدم.همه رو با بی بی چک گذاشتم تو یه جعبه و منتظر اون روز شدم.
3 خرداد 1391

افتتاح سایت

سلام .امروز تصمیم گرفتم یه وبلاگ واسه دو قلوهای قشنگم درست کنم.دخملی و پسملیم تا 3 هفته دیگه میان پیش ما.همیشه دوست داشتم تمامی خاطرات بارداریم رو ثبت کنم.اما انقدر بارداریم سخت بود که نتونستم همشو بنویسم.امیدوارم تمامی لحظات رو یادم بیاد.چه شیرین و چه تلخ.
3 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به meta's twins می باشد